محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

72

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

پرتغال نيز در كشاكش اين حوادث به سختى از كيان خويش دفاع مىنمود . پادشاه نيرومند قشتاله ، آلفونسوريموندس ( 1117 - 1157 م ) كه قيصر لقب گرفته بود توانست در اواخر ايام خود قلمرو خود را بر بيشتر ممالك اسپانياى مسيحى گسترش دهد و حال آنكه در آغاز جز بر قشتاله و ليون و جليقيه فرمان نمىراند . در اواخر قرن دوازدهم ميلادى طوفان جنگ داخلى ممالك مسيحى را درهم نورديد و ميان ناوار و قشتاله و آراگون پيكار درگرفت . پس از نبرد الارك ميان قشتاله از يك سو و ناوار و ليون كه هم‌پيمان شده بودند از سوى ديگر ، نزاع درگرفت . ناوار با آنكه مملكت كوچكى بود ، دليرانه در برابر آزمنديهاى همسايگان نيرومندش از استقلال خود دفاع مىكرد ، بخصوص در عهد پادشاه سانچوى هفتم آخرين پادشاه نيرومند خود . سانچوى هفتم از اتحاد دو همسايه‌اش قشتاله و ليون بيمناك مىنمود و استقلال خود را در معرض خطر جدى مىديد ، ازاين‌رو به اتحاد با ليون كه آن نيز مملكتى كوچك بود و از استقلال خود دفاع مىكرد بسنده نكرد ، بلكه از سلطان موحدين يعقوب المنصور نيز مدد خواست و با او پيمان دفاعى بست و خود با جمعى از خواص به قصد ديدار سلطان به اشبيليه آمد ولى به هنگام ورود او سلطان مرده بود . چون سانچو بازگرديد ، ديد كه دو همسايهء نيرومندش پدروى اول پادشاه آراگون و آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله در غياب او مملكتش را گرفته‌اند و اكنون درصدد تقسيم آن هستند و با وجود دفاع دليرانه مردم ناوار ، آلفونسو توانسته است ولايات بسكونيه را به خاك خود ضميمه سازد ( سال 1200 م ) و پدرو توانسته است برخى اراضى مجاور آراگون را تصرف كند و از ناوار قديم جز بخش شمالى آن باقى نمانده است . هنوز اندك زمانى نگذشته بود كه آن جزء شمالى نيز در حوزهء حكام جنوبى فرانسه درآمد و در سال 1234 م به ارث به آنان رسيد و بدين طريق نام اين مملكت كوچك كه دليرانه از هستى خود دفاع مىكرد از ميان ممالك اسپانياى مسيحى برافتاد . اندك زمانى بعد مملكت قديمى ليون به سرنوشت ناوار دچار شد . ليون در مغرب